![]() |
![]() |
|
| واي كه چه آروم آروم از تو برام ميخونه ، بي تو دلم ميگيره تو اين سكوت خونه |
|
يه روز مادرخانومي كه دلش بدجوري براي باران ضعف ميرفت به دخي گفت : مياي بغل مامان ؟ دلم براي خيلي تنگ شده . باران جونم اومد مامان رو بغل كرد و گفت : ميرم ني ني ها ( مهدكودك ) ، ميري هستي ( خاله هستي طفلكي مساويه با اداره مامان ) ، دلت آيي ميشه ! |
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 13:30 توسط مادر خانومی |
|
|
كاردستي با فوم وسايل لازم: فوم هاي رنگي ، قيچي ، چسب ، چشم عروسكي ، ني خوب برش فوم به صورت مشترك توسط مادرخانومي و باران انجام شد و باران از اين كار خوشش اومد . حتما فكر ميكرده خودش داره ميبره . بعدشم مادر خانومي يه خورشيد و درست كرد و خورشيد دوم رو باران جوني خودش درست كرد . بعدشم دو تا خورشيد ها رو از پشت به هم چشبونديم .
خوب معلومه كه ماكاروني هاي رنگي مون خشك شدن. اولش فكر كردم باران باهاش گردنبند درست كنه اما انقدر سوراخش كوچولو بود كه خودمم به زور كاموا رو از توش رد كردم . بنابراين با بقيه ماكاروني ها قاب عكس درست كرديم . ( چوب بستني ها رو مادر خانومي چسبوند و ماكاروني ها رو باران . ) |
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 11:10 توسط مادر خانومی |
|
|
ماكاروني رنگي وسايل لازم : ماكاروني (پاستا ) فرمي ، رنگ گواش ، آب براي رقيق كردن رنگ ، كاسه كمي از رنگ گواش رو توي كاسه ریختیم و با مقداري آب رقيق اش كردیم . بعد ماكاروني ها و رنگ و در اختيار دخی گذاشتم تا كيف كنه . باران جون با اينكه خيلي نقاشي با انگشت رو دوست داره اما دلش ميخواست ماكاروني ها رو تو رنگ با چيزي مثل قلمو هم بزنه . بعدشم با هم ماكاروني هاي رنگي رو در اورديم و گذاشتيم خشك بشه . جالب اینکه باران جون بدون اینکه من بگم خودش ظرف ها رو جمع میکرد .با رنگ هاي باقي مونده رفتيم تو حموم و اول دخي كمي نقاشي كرد بعدشم آب بازي . به باران جوني كه خيلي خوش گذشت . |
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:24 توسط مادر خانومی |
|
|
اینم کاردستی باران جون بدون دخالت مادر خانومی و البته به توصیه یه دوست خوب و دوست داشتنی
وسایل لازم : نخود و لوبیا ٬ پوست پسته ٬ کاموا ٬ چوب بستنی ٬ قیچی ٬ چسب چوب ( با آب رقیق شده ) و البته مقوا
باران جون خیلی از قسمت چسب کاری خوشش اومد . شاید چون اولین بار بود که با چسب چوب رقیق شده کار میکرد .
اینم با دخالت مادر خانومی ( آخه کودک درون مادر خانومی هم دلش کاردستی میخواد :)
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:35 توسط مادر خانومی |
|
|
لجبازی و برخورد با آن
خوب از موضوع پست معلومه که دوباره مادر خانومی در یک جلسه روانشناسی شرکت کرده و این هم یادداشت های مادر خانومی در این مورد . ۱- سن شروع لجبازی سن شروع استقلال طلبی نی نی است . (معمولا از ۲ سال به بالاست ) ۲- لجبازی یعنی پافشاری روی خواسته . بنابراین به خودی خود و همیشه چیز بدی نیست . و اگر قرار باشه همیشه سرکوب بشه نی نی در آینده تبدیل به انسانی با اعتماد به نفس پایین میشه که نمیتونه به خواسته اش برسه و یا حق اش رو بگیره و ..... (یادمون باشه اگر نی نی اصلا لجبازی نکنه نشونه خوبی نیست مگر اینکه ما واقعا روش تربیتی ایده آلی داریم که ... ) ۳- حتما باید قانون وضع بشه . دیسیپلین باید وجود داشته باشد . ( اما نباید قانون ها سخت باشند باید منطقی باشه و امیشه نی نی های بزرگتر در تعیین قانون مشارکت داده بشن) ۴-قانون نباید مبهم باشه . ۵- قانون باید متناسب با سن نی نی تعین بشه . ( مثلا نمیشه از یه بچه دو سه ساله توقع داشت همیشه اسباب بازی هاش رو جمع کنه ) ۶- این قانون باید توسط همه افراد خانواده اجرا بشود . (مثلا اگر قرار است شب ها برای خواب لباس خواب بپوشیم همه باید بپوشیم .) ۷- قانون همیشه باید اجرا بشه . البته میشه تبصره داشته باشه .( مثلا هر کسی باید تو اتاق خودش بخوابد اما میشه هفته ای یک شب نی نی باید اتاق ما مهمونی یا ما بریم اتاقش مهمونی .) ۸- تا وقتی قانون نذاشتیم یا هنوز قانون کامل جا نیفتاده میشه حواس نی نی رو پرت کرد . (مثلا هنوز جا نیفتاده که موقع بیرون رفتن از خونه حتما باید لباس بیرون پوشید میتونیم مسابقه بزاریم هر کی زودتر کاپشنش رو بپوشه برنده است . ) ۹- تا وقتي قانون جا نيقتاده ميتونيم به ني ني انتخاب بدهيم . (مثلا بعد ازيه مدت بازي در پارك بايد بريم خونه حالا به نی نی پیشنهاد میدهیم انتخاب کنه که رفتيم خونه ميخواد كارتون تماشا كنيم يا با هم لگو بازي كنيم ) ۱۰- بعضی مواقع بی توجهی بهترین راه حل هستش . مثلا رفتیم مرکز خرید و نی نی شروع کرده به لجبازی برای خرید یه اسباب بازی و فرض کنین قانون داریم که ماهی یه اسباب بازی فقط میتونه بخره . حالا نی نی گریه کنه ٬ جیغ بزنه ٬ پا بکوبه حتی رو زمین بخوابه نباید بهش محل بزاریم و جالب اینکه اگر ما به نی نی نشون ندیم از قضاوت مردم در مورد رفتارمون با نی نی در مرکز خرید یا ... میترسیم حتما نی نی کوتاه میاد . باید قاطع باشیم و بی تفاوت ) ۱۱- این یه اصله که اگر یه بار در مقابل گریه ( جیغ ٬ دراز کشیدن رو زمین و ..... )نی نی کوتاه بیایم یاد میگیره این نقطه ضعف ماست و میتونه با گریه ( جیغ ٬ دراز کشیدن رو زمین و ..... )خواسته هاش رو به کرسی بشونه . ۱۲- زیاد به نی نی بکن نکن نگیم . فرض کنیم سهمیه خاصی برای استفاده از کلمات بکن و نکن داریم . بنابراین درست و بجا ازشون استفاده کنیم . در یک کلام بهتره الگوی رفتاری مناسبی برای نی نی باشیم تا الگوی گفتاری . ۱۳- برای مقابله با رفتار نی نی در حال لجبازی . درک کنیم که نی نی از چیزی ناراحت و عصبانی هستش . پس اول زانو میزنیم تا هم قد نی نی بشیم . بعد با لحن آروم با نی نی صحبت میکنیم تا بگه از چی عصبانی هستش (و با رعایت قوانینی که تعیین کردیم یعنی کوتاه نمیایم) عصبانیت نی نی رو برطرف میکنیم . خیلی مهمه که خودمون آروم باشیم و مهربان و البته قاطع . ۱۴- هیچ وقت به نی نی نگین دوست ندارم بگین این کاری رو که انجام دادی دوست ندارم .نی نی ( تحت هر شرایطی دوست داشتنی هست و دوستش داریم .)
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 10:40 توسط مادر خانومی |
|
|
صفحه نخست دوستان باران پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من باران هستم . یه دخمر گردالی و بامزه که بعد از ظهر یک روز بسیار زیبای تابستونی به دنیا اومدم (27 شهریور ماه 1386 خورشیدی)فعلا مادر خانومی و آقای پدر ماجراهای منو مینویسن تا خودم بزرگ بشم
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
سخنان باران قبل از تولد تولد تا یک سالگی تجارب مادر خانومی معرفی کتاب یک تا دوسالگی دو تا سه سالگی |
|
RSS
|